عباس اقبال آشتيانى

56

تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )

قشتمور خبر اين قضيه را به سرداران مغول اطلاع داد و خود بطوس آمد و شورشيان را كشت . در اين موقع مقدمهء لشكريان تولى به سردارى تغاجار نويان داماد چنگيز خان رسيد و او در اواسط رمضان سال 617 شهر نيشابور را محاصره نمود . در روز سوّم محاصره بر اثر تير محصورين تغاجار بقتل رسيد و لشكريان مغول منهزم شدند و جانشين تغاجار يعنى نوركاى نويان بقيهء سپاهيان خود را به دو قسمت نمود جمعى به كمك قشتمور بطوس رفتند و عدّه‌اى نيز با خود او روانهء سبزوار شدند و آن شهر را پس از سه روز جنگ گرفتند و قريب 70000 نفر از مردم آن را كشتند . بعد از آنكه تولى مرو را فتح كرد به طرف نيشابور آمد و در سر راه تمام آباديهاى طوس را گرفت و چون بنيشابور رسيد مردم به علت قحط و غلاى آذوقه و قدرت فوق‌العادهء لشكريان تولى با آنكه تا اين تاريخ مردانه جنگيده و مقاومت بسيار به خرج داده بودند مصمم تسليم شدند و قاضى شهر را به خدمت تولى فرستادند ولى تولى اين تسليم را نپذيرفت و قاضى را نيز اجازهء مراجعت نداد و به گشودن حصار و دروازه‌هاى شهر پرداخت . بعد از سه روز جنگ سخت و كشته شدن بسيارى از جمعيّت طرفين مغول غلبه كردند و در دهم صفر 618 به شهر ريختند ابتدا حاكم پير شهر را كه تا دم آخر از بدگوئى به چنگيزيان خوددارى نداشت كشتند بعد مردم را بصحرا بردند ، مردان را كشتند و زنان را به اسيرى گرفتند و بعد بقتل آوردند و جمعى را نيز بطمع مال شكنجه‌ها كردند و پانزده روز بتفتيش منازل و انهدام عمارات مشغول بودند و چون در مرو بعضى از مردم نيمه جان خود را در ميان كشته‌ها پنهان كرده بعد خلاص يافته بودند مغول در نيشابور به بريدن سر كشتگان اقدام نمودند و سراسر شهر را با كف دست برابر كردند و از مردم آنها كه به سردابها پناه برده بودند نيز در همان زير زمين جان سپردند . دختر چنگيز يعنى زوجهء تغاجار بنيشابور آمد و مغول هركس را كه باقىمانده بود بفرمان او كشتند و حكم شد آن شهر را چنان ويران كنند كه در آنجا بتوان زراعت كرد حتى سگ و گربهء آن شهر را هم زنده نگذارند ، مغول نيز چنين كردند حتى گفته‌اند كه سپاهيان تولى هفت شبانه‌روز بر نيشابور ويران آب بستند و در سراسر آن جو كاشتند . تولى بعد از ويران كردن نيشابور يكى از امراى خود را با 400 نفر از حشريان